زندگی پشت دیواربزرگ...
سلام خوش آمدید.من ماندانا هستم ساکن چین.در اینجا از خودم، پسرم،چین و مردمانش و هر مطلبی که بنظرم زیبا و جالب باشد خواهم نوشت.
نويسندگان
لینک دوستان

سلامی چو بوی خوش آشناییقلب


من اینجا یک دوست چینی دارم بنام لیا چون معلمه بهش میگیم لیا لائوشی .یک خانم 45 ساله ی بسیار مهربون و دوست داشتنی 

عاشق سورناست اما سورن اصلا حوصله ی اون رو نداره میگه خیلی حرف می زنه چون سورنا خیلی خوب چینی حرف می زنه لیا خوشش میاد و سعی داره سورن رو به حرف بیاره .یعنی تا میگم سورن لیا لائوشی میخادبیاد تب میکنه میگه مامان اگه در زد در رو باز نکنیم یه کم در بزنه میره این هم از بچه ی مهمان نواز مانیشخند

لیا  خیلی دوست داره بیاد ایران و برای سال آینده ،برنامه ی سفر به ایران رو داره .چند تا کلمه ی فارسی هم از من و سورنا یاد گرفته که تا ما رو می بینه شروع می کنه به تکرار. خیلی بامزه حرف می زنه بخصوص که حرف "سین"رو بین "س"و "ش" میگه .

چند روز پیش که اومده بود خونه مون دیدم به دستش اشاره می کنه و میگه : این کتاب است و سورن هم تشویقش می کرد که آره درست میگی تا سورن من رو دید دو دستی جلوی دهنم رو گرفت، بهش نگی داره اشتباه میگه ،بزار اشتباه یاد بگیره تا وقتی رفت ایران تا حرف زد همه بهش بخندندقهقهه البته سورن جان چند تا کلمه ی دیگه هم به لیا یاد داده بودتعجبکه من بعدا به لیا درست کلمه ها رو گفتم یول 

این هم انتقام از نوع سورنایی

[ دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ٦:٥٦ ‎ب.ظ ] [ ماندانا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب

ایران رمان