زندگی پشت دیواربزرگ...
سلام خوش آمدید.من ماندانا هستم ساکن چین.در اینجا از خودم، پسرم،چین و مردمانش و هر مطلبی که بنظرم زیبا و جالب باشد خواهم نوشت.
نويسندگان
لینک دوستان

سلام .زاد روز میلاد حضرت ام ابیها فاطمه زهرا س) و روز زن بر تمامی زنان ایران زمین مبارک و خجسته باد

امروز  از صبح حالم خوش نیست معمولا هفته ی یکی دو روز رو سر دردم چون فشارم پایینه و امروز هم یکی از همون روزها بود بعد از ظهر سورن خیلی حوصله اش سر رفته بود و اصرار داشت بریم بیرون خودم هم می خواستم برای مامانم هدیه بخرممن توی این چند سال همیشه روز مادر و پدر برای مامان و بابام غیر از سوغاتی هایی که براشون می خرم حتما باید یک کادو بمناسبت این روزها و توی همون روز براشون بخرم و زمانی که میرم ایران بهشون میگم که این کادوی روز پدر یا مادره که من با تاخیر بهشون دادم. امروز هم برای مامانم یک کیف خوشگل خریدم بعدش هم با مامانم تماس گرفتم و تبریک گفتم و کلی با هم صحبت کردیم به من زنگ بزن بعد از صحبت با مامانم احساس می کنم که حالم خیلی بهتر شدهHappy Danceسورنا هم با مامانیش کلی حرف زد .سورن مامانم رو از من بیشتر دوست داره وهمیشه  هم میگه :دوست دارم با مامانی و بابایی زندگی کنم . اما بعدش احساس کردم خیلی دلتنگ شده و خیلی زود رفت تا بخوابهخواب دلم خیلی براش سوخت بچم خیلی از چیزهایی که هم سن و سالهاش توی ایران تجربه کردن تجربه نکرده اصلا با مفهوم بعضی چیزها آشنا نیست گریه

 

[ شنبه ٢۳ اردیبهشت ۱۳٩۱ ] [ ۸:۳٦ ‎ب.ظ ] [ ماندانا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب

ایران رمان