زندگی پشت دیواربزرگ...
سلام خوش آمدید.من ماندانا هستم ساکن چین.در اینجا از خودم، پسرم،چین و مردمانش و هر مطلبی که بنظرم زیبا و جالب باشد خواهم نوشت.
نويسندگان
لینک دوستان

 

مسافر وقت رفتن خداحافظ بگو

 

تو کوله بار عشقی،سفر تا راه دور

 

می مونه کنج سینه هوای انتظار

 

می خونم شعر رفتن تا بر گردی بهار

 

ساعت 6:30 هواپیما در فرودگاه قطر نشست . زمانیکه از پله های پایین آمدم دیدم ملت همه کشف حجاب کرده بودندتعجب

قبل از هر کاری با مامانم تماس گرفتم بغضم رو فرو دادم و خیلی کوتاه صحبت کردم اما صدایم مثل صدای مامان پر از غصه و دلواپسی بوددل شکسته

فرودگاه قطر ، فرودگاه بسیار بزرگ و زیبایی هست . تا ساعت یک نیمه شب که پرواز بعدی بود زمان بسیاری باقی مانده بود برای همین سرگرم تماشای فروشگاه های زیبا و شیک فرودگاه شدیم عینک با خانواده ایرانی که برای یک ماموریت دو ساله به یکی از کشورهای آفریقایی رفته بودند، و حالا داشتند به ایران باز می گشتند آشنا شدیم .از اینکه داشتند بر می گشتند حیلی ناراحت بودند اما من در دلم آرزو می کردم ای کاش جای آنها بودم...

ساعت دوازده برای سوار شدن به هواپیما وارد گیت شدیم

آنقدر خسته بودم که توی هواپیما خیلی زود خوابم بردخواب

 

 

[ پنجشنبه ٢٤ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ٤:٤۸ ‎ب.ظ ] [ ماندانا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب

ایران رمان