زندگی پشت دیواربزرگ...
سلام خوش آمدید.من ماندانا هستم ساکن چین.در اینجا از خودم، پسرم،چین و مردمانش و هر مطلبی که بنظرم زیبا و جالب باشد خواهم نوشت.
نويسندگان
لینک دوستان

سلام به همه ی دوستای خوبم

عیدهای شعبانیه هم مبارک قلب

من همچنان با پرشین مشکل دارم اما امروز تونستم با لپ تاپ صفحه ارسال مطلب جدید رو باز کنم اما هنوز نمی تونم برای دوستای خوب پرشینی کامنت بزارم گریه

 


یک ماهه اینجا دائم بارون میاد هوا هم خیلی خوبه با اینکه تیر ماه شروع شده اما هوا کاملا اردیبهشتیه لبخند با اینکه هوا گرم نیست اما سورنا تو خونه مثل تارزان لباس می پوشه و میگه هوا گرم عرخخخ می کنم اوه یک کوچولو هم سرما خورده بود که خدا رو شکر الان خوب شده  لبخند

هنوز مشخص نیست کی بریم ایران اما سورنا شمردن روزهاش  داره تموم میشه و منتظره تا 5 روز دیگه برگردیم ایران هر چی هم بهش میگم اشتباه شمردی هنوز 20 تا دیگه باید بشماری میگه : نه تو داری منو گول میزنی شیطان

دیروز میگه : من بزرگ بشم برای خودم بچه نمی خرم

من: چرا؟سوال

سورن: می ترسم وقتی برم بخرم صاحبش بگه خوبه اما وقتی خریدمش ببینم بچه ای بدی بوده و صاحبش الکی گفته باشه بعد من اون بچه بد رو چکار کنم کلافه

من: اگه خودت بچه خوبی باشی وقتی بخواه بچه بخری بچه خوب بهت میدننیشخند

سورن: من که خودم می دونم خیلی خوبم تازه چینی هم بلدم  تا 1000 هم بلدم بشمارم مسواکم میزنم  ولی بازم می ترسم بچه ای که بخرم اندازه من خوب نباشه

من:تعجبتعجب

[ دوشنبه ٥ تیر ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ ] [ ماندانا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب

ایران رمان