زندگی پشت دیواربزرگ...
سلام خوش آمدید.من ماندانا هستم ساکن چین.در اینجا از خودم، پسرم،چین و مردمانش و هر مطلبی که بنظرم زیبا و جالب باشد خواهم نوشت.
نويسندگان
لینک دوستان

 

پاکت بی تمبر و تاریخ

نامه ی بی اسم و امضا

کوچه ی دلواپسی ها

برسد به دست بابا

با سلام خدمت بابا

عرض کنم که غربت ما

اینقدر بد نیست که میگن

راضییم الحمداله

 

تمام مسیر رسیدن به خانه را ،توی تاکسی گریه کردم وقتی به فاصله فکر می کردم گریه ام شدیدتر می شد

همسرم در خانه را باز کرد و با لبخند گفت: خوش آمدی مطمئن باش هر وقت دلتنگ شدی می تونی بری پس اشک هاتو پاک کن بعد برو تو خونه.

همونجا به خودم قول دادم قوی و صبور باشم اشکامو پاک کردم و با لبخند وارد خونه شدم.

حالا چند سال گذشته و من دیگه موقع رفت و آمدم به ایران دیگه گریه نمی کنم . درسته اینجا وطنم نیست اما خانه ام هست وقتی ایرانم دلم برایش تنگ میشه.

 

[ جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱ ] [ ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ] [ ماندانا ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.
درباره وبلاگ

موضوعات وب
 
صفحات اختصاصی
امکانات وب

ایران رمان