عمه شدم.....

امروز ظهر بابام تماس گرفت و گفت عمه شدم بعدش هم داداشم و خواهرم تلفن کردند.به داداشم میگم بابا شدن خوبه چه حسی داری؟میگه نمی دونم همش فراموش می کنم بچه دارم.ایول به این بابا !نیشخند

راستش خودم هم نمی دونم عمه شدن چه جوری خوبه بده...سوال

دختر خواهرم ،هم که به دنیا اومد من ایران نبودم .نه ماهه بود که دیدمش اولش فکر می کردم زیاد دوستش نداشته باشم اما الان نفسم . هر دفعه که میرم ایران یک چمدون فقط برای اون سوغات میبرم مخصوصا که خیلی شیرین زبونه وقتی میگه خاله دلم براش ضعف میره.ماچ

با زن داداشم هم بعدازظهری صحبت کردم و بهش تبریک گفتم .قلب

شاید تا آخر تیر ماه برم ایران و دخمل داداشم رو ببینم.هورا

 

/ 4 نظر / 60 بازدید
بیقرار

عمه شدنت مبارررررررررررررررک[هورا][هورا][هورا] من میدونم حس عمه شدن چه جوریه آخه یک سال و هشت ماه پیش عمه شدم. خییییییییییییییییییییلی حس خوبیه همه میگن خیلی لذت بخش تر از خاله شدنه. من هنوز خاله نشدم ولی بچه برادرمو خیییییییییییییلی دوسش میدارم مثلا اگه کسی دعواش کنه حتی مامان بابای خودش اینقدر ناراحت میشم که اشکم درمیاد. خلاصه که انشااله زود بیای ایران و ببینیش[گل]

zarin

تبریک برا عمه شدنت[چشمک] منم ایشالا بعدها عمه میشم ولی هیچ وقت خواهر و خاله نخواهم شد[ابرو]

سیب کال

وای مبارک عمه جون. داداشتم حق داره.اخه هنوز عادت نداره. ایشالا همیشه سلامت باشه

یک خانم

ماندانای عزیزم سلام. ممنونم که به وبم اومدی و نظر زیبات رو خوندم. لینکت میکنم .اگر خواستی من رو با نام ماجراهای من و همسرم لینک کن.مرسی.[گل][لبخند]